کاش میتونستم تمام زندگیمو استفراغ کنم و بعد از تخلیه ی تمام گذشته و هویتم از نو زندگی کنم....
این بار برام سنگینی میکنه دیگه نمیتونم روی دوشم این طرف و اون طرف بکِشمش.... نمیتونم....
تحملم تموم شده، بیش از حد تحملم صبر کردم، دیگه ظرفیتشو ندارم، لبریز لبریزم.... میخوام بذارمش زمین؛ خودمو. از خودم دور شم، برم یه جایی که چیزی از خودم نبینم و ندونم....